«ماجرای سد سیوند و اثرات مصیبت بار آن، هرچند که به علت خرابکاری ها و دشواری های دیگری که هر روز دولت ایجاد می کند، ازتیتر اخبار روز افتاده، ولی مردم ایران آن را فراموش نکرده اند. آسیب هایی که اینسد نابخردانه و پرهزینه به میراث تاریخی و فرهنگی کشور، به محیط زیست و اکولوژیمنطقه، به رودخانه و کشتزارهای مسیر رودخانه، به دریاچه بختگان، زیست بوم پرندگان وحیات وحش و کشتزارهای نمکزار شده و هتا به ذخیره آب پشت سد و میزان آب قابل مصرفرسانده، چیزهایی نیستند که فقط فعالان سیاسی و فرهنگی و اجتماعی گوشزد کرده باشند،بلکه مسئولان دولتی نیز نسبت به خطرات ناشی از این سد هشدار داده و سرانجام بابیدار شدن وجدان کاری و ملیشان لب به انتقاد و اعتراض گشوده اند.

همایشها و سمینارهای فنی و مهندسی ماههای اخیر توسط بهترین کارشناسان دولتی و غیردولتی درباره سدسازی در جمهوری اسلامی، همگی بر این باور استوار بودند که بیش از نود درصد سدهای ساخته شده، زیر ساخت یا برنامه ریخته شده، غیر مهندسی، غیر ضروری، گزاف هزینه، و بدتر از همه، برای صنعت آب و نیروی کشور زیانبار هستند. همین سد سیوند که برای ذخیره آب طراحی شده، سی درصد آب ذخیره را با تبخیر از دست می دهد و بازده آن کمتر از خود رودخانه خواهد بود. تردیدی نیست که موج بزرگی که علیه سدسازی های بودجه خوار بلند شده، سرانجام به نتیجه خواهد رسید و این وزارتخانه را از اتلاف بودجه و نابودسازی میراث و زیست بوم کشور باز خواهد ایستاند، ولی آنچه من در اینجا می خواهم از شما درخواست کنم، درباره سد سیوند و اثر تخریبی آن بر پاسارگاد و آثار تاریخی آن منطقه است.

من بنام یک ایرانی از شما درخواست می کنم که بزرگواری فرموده و دریچه های زیرین سد را برای همیشه باز کنید و بگذارید رودخانه پلوار دوباره مسیر طبیعی خود را طی کند، شاید که از تخریب بیشتر تنگه بلاغی و دشت پاسارگاد جلوگیری کنیم، و شاید هم بتوانیم بخشی از زیست بوم و اکولوژی از دست رفته را باززنده سازی کنیم.

 سد سیوند کار خود را انجام داده، سود ساخت این سد مخرب را آنان که باید ببرند برده اند، جایگاه های کاوشگری که غارت شده شسته شده اند و صدها درخت هزار ساله برای سودجویی بریده شده اند. اکنون نیم نگاهی هم به مردم ایران بکنید. تخریب خود سد بی فایده سیوند ضروری نیست، باشد که به عنوان یکی از شاهکارهای مهندسی جمهوری اسلامی برای آیندگان ما بماند و همانگونه که گذشتگان ما تخت جمشید را برای ما به ارث گذاشتند، ما هم سد سیوند را برایشان به ارث بگذاریم.

ولی اکنون که فصل طبیعی آبگیری سد فرا رسیده است، شما این شهامت را بخرج داده و علی رغم سازمان ضد ایرانی میراث فرهنگی، و علیرغم فشارهایی که برای موجه نشان دادن سد روی شما هست، از خیر این سد بگذرید و تا روز هفتم آبان، روز جهانی کورش و روز ملی ایران، این هدیه ارزشمند را به ملت ایران بدهید.»

منبع : ایران نامه

http://www.drshahinsepanta.blogsky.com/1387/07/22/post-109

/ 0 نظر / 15 بازدید