*   *   *   *   *

احتمالا" تصور قدم زدن در خیابانی با سنگفرشهای عالی، که چند ردیف درختان قد ­برافراشته و تنومند چنار در باغچه­های پرگل بر آن سایه افکنده­، و آبی که از بستر سنگی برنگ سرخ عقیق از پله­هایی چون آبشارهای کوچک در طول خیابان و از میان آن می­گذرد و در مسیر خود به حوضهای کوچک و بزرگ حجاری شده با فواره در میانشان می­ریزد، لذتبخش باشد. در طرفین مسیر میانی نهر آب، مسیر عبور درشکه­ها و سواران است. دوسمت این خیابان سردرهای باشکوه باغهای سلطنتی رو به خیابان و در امتداد آن قرار دارد که هر جفت در مقابل یکدیگر و روبروی حوضهای میانی خیابان­اند. قسمتی از آب هر حوض توسط جویهای کوچک از زیر سردرها می­گذرد و به درون باغها می­رود. همچنان که قدم می­زنید از پلی بر رودخانه که سواحل آنرا نیز باغهای انبوه پوشانیده عبور کرده، پس از پل، وارد خیابانی مشابه می­شوید که از قبلی طولانی­تر است و در انتهای آن، از چند پله کوچک بالا می­روید، و در مقابل خود، سردر عظیم و بی­نظیری رو به سرتاسر خیابان می­بینید که شما را به ورود به باغ سلطنتی وسیع و تماشای درختان گوناگون و خوردن میوه­های آنها، عمارتها، آبراهها و حوضهای کوچک و بزرگ حجاری شده، و همچنین قصری بی ­مانند در میان باغ، دعوت می­کند.

این تصورات، تخیلی ادبی نیست. گزیده­ای کوتاه از توصیفات بسیاری از گردشگران همچون دلاواله ایتالیایی، تاورنیه فرانسوی، کمپفر آلمانی و ... است که در دوران صفویه یا بعد از آن، از خیابان «چهارباغ» اصفهان گذر و مشاهدات خود را بصورت سفرنامه که گاهی با نقشه همراه بوده، ثبت کرده­اند۱ :

 بالا: نقشه بازسازی شده اصفهان صفوی حاصل پژوهش و ترسیم  مهوش عالمی٬ بهمراه توضیحات کمپفر جهانگرد آلمانی در حاشیه. پایین : همان نقشه با این تفاوت که منطقه اصفهان هزارساله محصور در باروی دیلمی٬ محور شمالی-جنوبی چهارباغ٬ و باغ هزارجریب (منطقه مربع شکل پایین نقشه) و مسیر زاینده رود که به کمک نرم افزار از بقیه قسمتها مشخص تر دیده میشوند.

چهارباغ بدستور شاه عباس اول طرح­اندازی شد تا عناصر زیبای معماری و شهرسازی را بعنوان محوری شمالی-جنوبی، عمود بر زاینده­رود، در برگیرد. تا ایده­ای زیبا و ماندگار و همچنین پیاده­سازی بی مانندش، بتواند الگویی چند صد ساله برای توسعه پایدار باشد. امروزه نیز با وجود آنکه دیگر آن سردرها، عمارات،  باغها و حوضها به چشم نمی­آیند، هنوز شاهکاری منحصربفرد به شمار می­رود.

این در حالی است که طی سالهای اخیر، شهروندان اصفهانی بجای آنکه شاهد انتقال مرکز نوین شهر شامل خدمات اداری، مراکز تجاری و ... به دور از این محور و بطور کلی بافت قدیمی شهر و بکار­گیری تمام پشتوانه­های لازم برای بازسازی آن باشند، شاهد مغازه­ها و پاساژها­ی بسیار با نمای ناهماهنگ، افتتاح مراکز بزرگ اداری و تجاری، احداث برج مرتفع جهان­نما بعنوان بزرگترین مرکز تجاری و اداری شهر در ابتدای چهارباغ (مرکز شهر)، در نزدیکی میدان نقش جهان و سند افتخاری برای شهرداری اصفهان، و از همه جالبتر، انتخاب این محور بعنوان تنها محور منطقی! و مناسب برای مسیر شمالی-جنوبی متروی اصفهان، هستند.

 

بالا: شبکه درون شهری متروی اصفهان. پایین : تصویر حاصل از تلاقی شبکه درون شهری مترو و نقشه بازسازی شده اصفهان که تلاقی بخشی از شبکه را با محل قسمتهای داخل باروی دیلمی٬ چهارباغ و باغ هزارجریب نشان میدهد.

 

 دقت دست­ اندرکاران در هدفگیری محل قسمت عمده­ای از بافت اصفهان هزارساله و سرتاسر طول چهارباغ برای عبور مترو، در نوع خود تحسین برانگیز و گویا تائیدی بر اظهارات ایشان در مورد حفظ میراث فرهنگی، حقوق شهروندی، توسعه پایدار و .... است که اغلب در مصاحبه­ها و سخنرانیها به این موارد تاکید دارند!

ظاهرا" عبور مترو هرچند در عمق زیاد باشد، باز هم حفاریها و تخریبهای زیادی در سطح زمین بهمراه دارد. نمونه­ی آن، محوطه­های وسیع فعلی در محل ایستگاههای شهدا، تختی، امام­ حسین(ع)، شریعتی و آزادی است که اطراف هر یک با صدها متر حصار بصورتی بسته شده که درون محوطه براحتی قابل رویت نباشد. لذا به­ نظر می­رسد قسمت عمده­ای از سطح هر محوطه گودبرداری شده است. تلاش برای این همه عملیات عمرانی در نزدیکی برخی نقاط خاص اصفهان عهد صفوی همچون باروی اصفهان، دروازه دولت، ورودی عباس­آباد، محل سردر و کاخ هزارجریب، تعجب فراوان دارد. با توجه به نسبت سطوح گسترده­ی مناطق گودبرداری شده به سطح کل خیابان چهارباغ، اگر تکنولوژی بکاررفته در حدی نیست که این تخریبها به حداقل رسیده و کف چهارباغ کمتر مورد عنایت مته­ها باشد، چرا محور موازی چهارباغ (شمس آبادی) بعنوان مسیر مترو مدنظر قرار نگرفته است؟ البته اگر از دیگر عواقب احداث ایستگاهها از جمله احتمال حضور فعال متکدیان و دوره­­­گردها و دستفروشان و ...، آن هم در چهارباغ عزیزمان، چشم­پوشی کنیم.

از طرفی تاثیر ارتعاش ناشی از عبور قطار در عمق زیاد بر بناهایی چون مدرسه چهارباغ یا سی­و­سه پل می­تواند باعث تخریب تدریجی در مدت زمان بیشتری شود. شاید تغییر مسیر بدون افزایش عمق، هزینه­ی بسیار کمتری داشته باشد تا پیشبرد عملیاتهای گوناگون در عمق زیاد.

مسئله دیگر، مسکونی بودن قسمتهایی از اصفهان عهد دیلمی و سلجوقی در مسیر شمالی-جنوبی است، و به نظر ادعای خامی است که منازل آن مناطق، دارای راهها و اتاقهای زیرزمینی با انواع وسایل و ابزار و ظروف در آنها، نبوده­اند.

قطع درختان در محل ایستگاههای تختی و امام ­حسین(ع) در چهارباغ پایین و ایستگاه شریعتی در چهارباغ هزارجریب (جهارباغ بالا) نیز، تاسف برانگیز است. نقل است فریاد «مچین،مچین» مستحفظین برای جلوگیری از چیدن گلهای اطراف چهارباغ معروف بوده2. صدها سال پیش، حفاظت از شاخه­های گل کجا و قطع جمعی درختان در قرن 21 کجا!   

جالب آنکه تاکید بر حقوق شهروندی، توسعه پایدار، تلاش برای خدمت رسانی شهری و ... از سوی برخی  افرادی است که اعتراضات و انتقادات بسیاری از مخالفین، از جمله قطعنامه همایش «مسیر مترو و بافت تاریخی شهر اصفهان» با تایید دهها نفر از کارشناسان و فرهیختگان و دوستداران اصفهان، تعریف مسیر موازی با چهارباغ و بیانات و مطالب گوناگون در نشریات یا صفحات اینترنتی را نادیده گرفته­اند. حتی با گذشت چند سال از شکایت بیش از 1700 نفر از شهروندان، تغییری بنیادی در روند از پیش تعیین شده­ی طرح دیده نمی­شود.

 آیا تشخیص عده­ای که در طراحی مسیر شمالی-جنوبی قطار شهری نقش داشته­اند، چنان معقول و حساب شده است که تمامی صدها و شاید هزاران منتقد، هنوز به سطح فکری لازم برای درک آن و صرفنظر از اعتراض خود نرسیده­اند؟ منتقدینی که دشمن توسعه حمل و نقل شهری و فعالیت­های عمرانی  نبوده، و فقط به نحوه این استفاده، آن هم بدلیل آثار جبران ناپذیر آن، معترضند.

درمقابل انتقادات و پیشنهادات، تبلیغات شهرداری و سازمان قطار شهری اصفهان، با پشتوانه­های قوی مالی و اجرایی، قرار دارد. نمونه­ای از آن، توزیع بروشورهایی با عنوان «مترو در کنار آثار تاریخی» در میان مردم است. روابط عمومی شهرداری اصفهان در این بروشورها، به تجربیات شهرهای پاریس، آتن و قاهره در عبور مترو از نزدیکی آثار تاریخی اشاره کرده و در بخشی از نتیجه­گیری مدعی میشود: « بررسی اجمالی شبکه­های مترو در شهرهای قدیمی نشان می­دهد که شبکه خیابانهای عریض و اصلی، غالبا" در مجاورت ابنیه تاریخی مهم این شهرها قرار گرفته­اند و محل مناسبی برای طراحی خطوط مترو می­باشند... همچنین قبل از احداث ایستگاه، گمانه­های اکتشافی به تعداد مناسب در نظر گرفته شود تا گودبرداریها با کمترین صدمه به آثار تاریخی انجام پذیرد.» البته در این تبلیغات وتوجیهات مشابه، اشاره  به این نکات مهم نشده که آیا همه­ی ایستگاهها در محل ابنیه تاریخی است؟ خطوطی که در آنها، آثار تاریخی و طبیعی، علیرغم هزینه­های زیاد باعث تغییر مسیر مترو شده کدامند؟ گمانه­های اکتشافی متروی اصفهان کجاست؟ شهرهای تاریخی دیگر دنیا در این زمینه چه کرده­اند؟ و مهمتر از همه، اینکه آیا تکرار عملی نادرست پس از گذشت دهها سال، آن هم با وجود هشدارها و مخالفتها، کاری اصولی است؟ احتمالا" قضاوت این مورد بعهده خوانندگان فهیم گذاشته شده است!

مسئله قابل توجه دیگر، عبور خط شرقی-غربی از میدان نقش­جهان و قسمتهای دیگری از اصفهان هزارساله است. اگر اکنون آگاهی عموم شهروندان از سابقه این قسمت از شهر و تخریبهای احتمالی آن بالا رود، و گروهها و تشکلهای دوستدار اصفهان، موضعی هماهنگ و یکپارچه در مقابل متجاوزان به حریم میراث فرهنگی و طبیعی شهر (که متعلق به همه­ی ایرانیان و حتی نوع بشر است) داشته باشند، شاهد رفتارهای غیر قانونی و لجوجانه نخواهیم بود. فقط کافیست صحنه تاخت و تاز ماشینها و مته­های غولپیکر را در میدان نقش­­جهان یا در مناطقی که طبق نقشه­های گوناگون، صدها سال پیش منازل، مغازه ها، انبارها، راههای زیرزمینی و ... در آنجا بوده­اند، تصور کنیم. 

*   *   *   *   *

پیرامون تخریبها و حقوق پایمال شده افراد جامعه، هر کس میتواند با استناد به قانون اساسی، اقدام کند. این حقوق شاید ظرفی سفالی یا بقایای باروی شهر باشد که نیاکان ما، برای ما به یادگار گذاشته­اند. توجه به این نکته ضروری است که دفاع از حفاظت محیط زیست طبیعی و تاریخی، نه تنها فعالیتی سیاسی در تعارض با نظام جمهوری اسلامی ایران نیست، بلکه قانون اساسی، پشتوانه محکمی برای آن به حساب می­آید.

طبق اصل 50 قانون اساسی، «در جمهوری اسلامی، حفاظت محیط زیست که نسل امروز و نسلهای بعد باید در آن حیات اجتماعی رو به رشدی داشته باشند، وظیفه عمومی تلقی می‌گردد. از این رو فعالیتهای اقتصادی و غیر آن که با آلودگی محیط زیست یا تخریب غیر قابل جبران آن ملازمه پیدا کند، ممنوع است».

همچنین طبق ماده 1 قانون مسئولیت مدنی،«هرکس بدون مجوز قانونی عمدا یا در نتیجه بی احتیاطی به جان یا سلامتی یا مال یا آزادی یا حیثیت یا شهرت تجارتی یا به هر حق دیگر که به موجب قانون برای افراد ایجاد گردیده لطمه­ای وارد نماید که موجب ضرر مادی یا معنوی دیگری شود مسئول جبران خسارت ناشی از عمل خود می­باشد.»

می دانیم که یک فعالیت مهم در مقیاس شهری ممکن است در زمان طولانی با مشارکت افراد مختلف انجام پذیرد، اما از آنجا که مسئولین فعلی شهر و استان مدت نسبتا" زیادی است با مسئله مترو در ارتباط بوده و هستند، شاید بد نباشد از دکتر سیدمرتضی سقائیان­نژاد، شهردار اصفهان و مهندس عبدالحسین سیف­الهی، رئیس سابق سازمان قطارشهری سوال شود که چگونه ثابت می­کنید بقایای باروی دیلمی، بقایای منازل و اشیای مربوط به دوران دیلمی و سلجوقی، کف اصلی چهارباغ، بقایای سردر و حوض سنگی بزرگ باغ هزارجریب و ... در اثر حفاریها  آسیب ندیده­اند؟ و اگرآثاری ازهریک یافت شده، در کجا نگهداری می­شود؟ در محلی برای حفاظت، یا بهمراه بقیه خاک و نخاله­ی استخراج شده، در منطقه­ای خارج از شهر؟و پرسش مهمتر اینکه ناظرین سازمان میراث فرهنگی، چگونه از نزدیک در جریان روند بدون آسیب طرح قرار می­گیرند؟و چگونه ثابت می­کنید فعالیتهای مشابه عمرانی برای مسیر شرقی-غربی، آسیبی به قسمتهای تاریخی شهر نخواهد زد؟ در حالی که چند ضربه­ی کلنگ هم می­تواند ضرری جبران ناپذیر به بار آورد. از نظر شما، مسافرین خارجی بخصوص کشور­های صاحب تکنولوژی، برای تماشای مترو و عبور آن از مناطق قدیمی شهر، از هزاران کیلومتر دورتر به اصفهان سفر خواهند کرد؟ 

جدای از آثار اجرای طرح متروی اصفهان به شکل فعلی، اجرای پروژه مصلی اصفهان، که سالهاست با وجود صرف هزینه­های فراوان به پایان نرسیده، و ساخت مناره­ها و گنبدهای عظیم بتونی و فلزی را در نزدیکی گنبدها، طاقها و عمارات کوچک ساده، زیبا و آجری، آنهم در دل منطقه تاریخی و ارزشمند تخت فولاد اصفهان درپی داشته، مورد مهم دیگری است.

با توجه به مدیریت سابق مهندس عبدالحسین سیف­­الهی در سازمان قطار شهری و همچنین پروژه مصلی اصفهان، سوال اینجاست که چگونه مسئولیت چند طرح عظیم و پرهزینه شهر برعهده یک مدیر بوده؟ و دلیل تغییر مدیریت چنین شخصی از هر دو پروژه چه می­تواند باشد؟ شخصی که چندی پیش، بعنوان مشاور شهردار در طرح قطار شهری منصوب شد!

باید خاطرنشان کرد که هر گونه اعتراض یا پرسش، نه حاصل کینه­ای از فرد خاص، که فقط ناشی از علاقه­ای است که ممکن است دوستداران اصفهان یا هر شهر دیگر را برای جلوگیری از عملی اشتباه و گسترش نگرشی سالم نسبت به میراث فرهنگی و محیط زیست، به واکنشی اینچنین در مقابل مسئولین محترم وادارد. چرا که اهمیت اصفهان، ناشی از وجود همین گنجینه­های فرهنگی و طبیعی آن است.   

امیدواریم کسی شاهد آن روز نباشد که حمایت عمدی یا سهوی یک شهردار، رئیس شورای شهر، استاندار یا هر مقام دیگر، زمینه­ای فراهم کند تا اشخاصی با فعالیتها و نیات غیرقانونی، چه بصورت تخلف مالی، نادیده گرفتن حقوق سایرین و ... بتوانند براحتی در فضای سیستم مدیریت شهر تنفس کنند. و امیدواریم هرکس به وظیفه­ی خود برای حفاظت از ایران، به بهترین شکل عمل نماید.

1-کتاب « اصفهان از دید سیاحان خارجی»/ فیروز اشراقی، کتاب « اصفهان،بهشتی کوچک اما زمینی» / محمود رضا شایسته، منصورقاسمی.

2-کتاب « تاریخ اصفهان» / حاج میرزا حسن خان جابری انصاری

تصاویر و نقشه­ها از  مجلات  معماری و شهرسازی شماره  42 و 43 ، جستارهای شهرسازی شماره  10 و 11 و  سایت سازمان قطارشهری اصفهان .

 

 

مقاله از : احسان رعنایی٬ عضو جمعیت دوستداران محیط زیست (طبیعت یاران)

 

جهت دریافت مقاله بصورت  pdf میتوانید به آدرس زیر ایمیل ارسال کنید :

e.ranaei@gmail.com

 

 

 

/ 3 نظر / 46 بازدید
kambiz Taheri abkenar

با سلام .مطلب جالب را تهیه کردید.دستتان در نکنه.عید شما مبارک.وبلاگ طبیعت زیستکره

رزیتا

موافقم، باید کاری کرد. اینها کمر به نابودی اصفهان بسته اند.

زری

سلام عزیز. مرسی به خاطر لینک . متاسفانه هیچ چیزی در کشور ما سرجای خودش نیست . وقتی مدیریت یک کشور به جای تخصص های لازم نګران چاه جمکران باشد و همه چیز را به ظهور حضرت مهدی حواله دهد چه توقعی دیګر میتوان داشت بقول معروف قدرزر زرګر شناسد قدر ګوهر ګوهری .موفق و ‍پایدار باشی